عشق بازی

تنهایی های من

دل بیــاد پــرتو حسـنت سـرا پا اتـــش است

از حضــور افــتاب ائیـــنه مــــا اتــــــش است

پیکر ما همچو شـمع از گــریهء شادی گـداخت
اشک هر جا بنگری آب است اینجا اتش است

تا نفس باقیست عمر از پیچ و تاب اسوده نیست
می طپـد برخویشتن تا خار و خس با اتش است

گــــــرمی ء هنگامـــهء افاق مـوقــوف تـب است
روز اگرخورشید باشدشـمع شب ها اتش است

عشق می ایـد بـرون گــر وا شگافی سـینه ام
چون طلسـم سنگ نام این معــما اتــش است


نمی دونم تو کجایی دل تو مال کیه

اون دوتا چشمای نازت حالا تو فال کیه

نمی دونم خالیه دستات و کی پر میکنه

جای عکس من تو چشمات حالا چشمای کیه

نمی دونم می دونی دیوونتم مثل قدیم

مثل اون لحظه که گفتی دیگه عشقو بلدی

نمی دونم می دونی هنوز چقدر دوست دارم

هنوزم اسمت میاد به یاد چشمات بیدارم

رفته از قلب به خون خفته من رنگ هـوس

به خدا از تو فقط عشق ترا خواهم و بس  

آرزوهــای قشنگــم همگــی محـو شدند

بی تو از سينه من خون بچکد جای نفس

 

 
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:20 توسط amin|
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

والپیپر های عاشقانه جدید
با تو شعرام همگي رنگ بهاره

با تو هيچ چيزي دلم كم نمياره

وقتي نيستي همه چي تيره و تاره

كاش ببخشي تو خطاهامو دوباره

اي خداي مهربون دلم گرفته

از اين ابر نيمه جون دلم گرفته

از زمين و آسمون دلم گرفته

آخه اشكامو ببين دلم گرفته

تو خطاهامو نبين دلم گرفته

تو ببخش فقط همين دلم گرفته

والپیپر های عاشقانه جدید
كاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه فردا نبود
كاش بودي تا براي قلب من زندگي اينگونه بي معنا نبود
كاش بودي تا لبان سرد من قصه گوي غصه و غم ها نبود
كاش بودي تا نگاه خسته ام اينچنين پر سوز و سرمانبود
كاش بودي تا زمستان دلم بي خبر از موج و از دريانبود
كاش بودي تا نگاه خسته ام اينچنين غمناك و ناراحت نبود
كاش مي شد قلب ، وسعت مي گرفت
پروانه عشق با شمع الفت ميگرفت
كاش مي شد در پس احساسات خنده ها از اشك سبقت مي گرفت


امشب به یاد تک تک ِ شب ها دلم گرفت
در اضطراب کهنه ی غم ها ، دلم گرفت
انگار بغض تازه ای از نو شکسته شد
در التهاب ِ خیس ِ ورق ها ، دلم گرفت !

از خواندن تمام خبر ها تنم بسوخت ...
از گفتن تمام غزل ها دلم گرفت ...
در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو ...
در آتش ِ گرفته سراپا... دلم گرفت !
متروکه نیست خلوتِ سرد دلم ولی
از ارتباطِ مردم ِدنیا دلم گرفت !!


آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن

منو از این دلخوشیها آرامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم

واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم

منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه

بوسیدنت برای من تولد یک نفسه

چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه

نوازشه دستای تو عادت ترکم نمیشه

فقط تو آغوش خودم دغدغه ها تو جا بذار

به پای عشق من بمون هیچکسو جای من نیار

مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن

فقط به من بوسه بزن به روح و جسم وتن من


چی بگم که خیلی تنهام

می دونی یاری ندارم

چی بگم که غیر غصه

دیگه دلداری ندارم

هیچ کسی پا نمی زاره

به سراچهً خیالم

هیج کس نداد جوابِ

این سوال بی جوابم

هر کی اومده سه روزی

از دلم بازیچه ای ساخت

دلمم مثل عروسک

ساده بود دل به دلش باخت

گله و گلایه ای هست

بی وفائی رسم عشق

عاشقا تنها می مونند

تنهائی مرام عشق



بگذار آن باشم که با تو در کوهسار گام بر می دارد.

بگذار آن باشم که با تو در گلزار گل می چیند ،

بگذار کسی باشم که احساس درون با او می گویی ،

شبگذار کسی باشم که بی دغدغه با او سخن می گویی ،

بگذار کسی باشم که در غم ، سوی او می آیی ،

بگذار کسی باشم که در شادی با او می خندی ،

بگذار کسی باشم که به او عشق می ورزی .


برچسب‌ها: حس عاشقی
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:5 توسط amin|

 هيچوقت از تمام جونت براي کسي مايه نذار .........

يکمشو نگه دار...

بعد از اينکه زد توسرت !

براي نگه داشتن بغضت لازمت ميشه ......

دوستــ، واژه استـــ ،
واژه ای که از لبـــِ فرشتــ‌ه ها چکیـــده استــ ،
دوستــ، نامـــ‌ه استــــ
نامــ‌ه ای که از خدا رسیـــده استـــ،
نامــ‌ه خــدا همیشــ‌ه خوانــدنـی استـــ ،
توی دفـتــرِ فرشتــــ‌ه ها
واژه قشنـگـــِ دوستـــ،
همیشــ‌ه مانــدنی استــــ



مردان هم قلب دارند.... فقط صدایش یواش تر از صدای قلب یک زن است....

مرد ها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند.... 

شاید ندیده باشی... 

اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند.. 

هر وقت زن بودنت را میبیند... سینه اش را به جلو میدهد... 

صدایش را کلفت تر میکند... تا مبادا... لرزش دست هایش را ببینی.. 
.
مرد که باشی... دوست داری.... از نگاه یک زن مرد باشی...


گفتم: نرو پرپر میشم

گفتی: میخوام رها باشم

گفتم: آخه عاشق شدم

گفتی:میخوام تنها باشم

گفتم: دلم

گفتی: بسوز

گفتی: یه عمری باز هنوز

گفتم: پس عمرم چی میشه؟

گفتی: هدر شد شب و روز

گفتم: آخه داغون میشم

گفتی: به من خوش میگذره

گفتم: بیا چشمام تویی

گفتی: آخر کی میخره

گفتم: منو جنس میبینی؟

گفتی: آره بی قیمتی

گفتم: یه روز کسی بودم

با من نکن بی حرمتی

گفتم: صدام میمیره باز

گفتی: با درد بسوز بساز

گفتم : حالا که پیر شدم

گفتی: که از تو سیر شدم

گفتم: تمنا میکنم

گفتی: میخوام خردت کنم

گفتم: بیا بشکن منو

گفتی: فراموش کن منو

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 _________________$$$$$$$$$$$
                     _____$$$$$$$$$$$$$$
      ________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
                  _____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
                    ____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
                  ___$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
                    __$$$$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
                     __$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$
                       __$$$_$$_$$$$$$$$___________$$$$
                          _$$$$$_$$$$$$$$$$$___________$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$__$$$$$$$$$
$_$$$$$$___$$$$$$$$
_$$$$$$$$$__$$$$$$$
$_$$$$$$$$___$$$$$$
$$_$$$$$$$$___$$$$$
$$$_$$$$$$$$__$$$$$$
_$$$_$$$$$$$$$_$$$$$
$$$$$ __$$$$$$$$_$$$$
$$$$$$$ __$$$$$$$$$__$
$_$_$$$$$__$$$$$$$$$_$$$$
$$$__$$$$$__$$_$$$$$$$_$$$$
$$$$$$_$$__$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$____$$$$$$$$$$
_$$$__$$_$$________$$$$$$$$$$$
_$$$_$$_____________$$$$$$$$$$
_$$_$$______________$$$$$$$$$$
___$$________________$$$$$$$$$$
_$$$$________________$$$$$$$$$$
__$$$_________________$$$$$$$$$
$_____________________$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$__$$$$$
$___________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$__$$$$$$$$§$

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1391ساعت 9:39 توسط amin|

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي رادوست دارم زيراعشق دروغي درآن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم ز یرا خداوند هم تنهاست ... تنهايي را دوست دارم زيرا....

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار

کشيدنم راپنهان خواهم کرد   براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد من تموم زندگیمو پای عشق تو گذاشتم خرج احساس تو کردم هر چی داشتم و نداشتم واسه آبی نگاهت دلمو زدم به دریا سیب ممنوعه رو چیدم مثل آدم واسه حوا بین خطهای رو دستت خط زندگیمو دیدم روی بوم کهنه ی دل طرح چشماتو کشیدم رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن

ابتدای یک پریشانی است حرفش را نزن

آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو

راهمان با این که طولانیست حرفش را نزن

دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا

دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن

خورده ای سوگند روزی عهد مارا بشکنی

این شکستن نا مسلمانیست حرفش را نزن

حرف رفتن می زنی وقتی که محتاج تو ام

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن
  

بازهم امشب زیر لب صدایت میکنم اشک میریزم دو چشمم را فدایت میکنم در نگاه خسته ات دنبال حرفی تازه ام هرچه میخواهی بگو من هم دعایت میکنم خسته ای طاقت نداری میروی آخر سفر طاقت اشک ندارم پس رهایت میکنم رفته ای من مانده ام در انتهای عشق تو رفته ام قربان عکست جان به پایت میکنم   


من آن گلبرگ مغرورم،كه مي ميرم ز بي آبى،

ولي با خفت و خارى پى شبنم نمي گردم چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس ازپايان يافتن!و زمان ..پس از گذشتن! اگه مي تونستم مجازاتت كنم از تو مي خواستم به اندازه اي كه تورادوست دارم مرادوست داشته باشي 

من تموم زندگیمو پای عشق تو گذاشتم

 خرج احساس تو کردم هر چی داشتم و نداشتم

واسه آبی نگاهت دلمو زدم به دریا

سیب ممنوعه رو چیدم مثل آدم واسه حوا

بین خطهای رو دستت خط زندگیمو دیدم

روی بوم کهنه ی دل طرح چشماتو کشیدم

نوشته شده در جمعه پنجم خرداد 1391ساعت 9:30 توسط amin|

چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن

چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن

چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن

عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم .

نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم.

يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت .

من نه عاشق بودم
                             و نه محتاج نگاهي كه بلغزد بر من
من خودم بودم و يك حس غريب
كه به صد عشق و هوس مي ارزيد
من خودم بودم و دستي كه صداقت مي كاشت
                                گرچه در حسرت گندم پوسيد...!
برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید
 
خطا نكردم من كه ادعا نكردم

همه گفتن بي وفايي من كه اعتنا نكردم

عازم سفر شدي تو من دلم مي خواست بموني

واسه موندن تو اما بخدا دعا نكردم

واسه تو كلي نوشتم كه يه جوري مبتلا شي

تقصير منه كه آخر تو رو مبتلا نكردم

توي كوچه ي رفاقت يه سلام جواب ندادم

تو دلم تويي اون و با كسي آشنا نكردم

مي دونم دوسم نداري حتي قد يه قناري

اما عاشقم هنوزم بدون اشتباه نكردم

ما جايي قرار نذاشتيم جز تو كوچه هاي رويا

اين دفعه تو اومدي من به قرار وفا نكردم

زير دين ناز چشمات يه عمريه دارم مي سوزم

تا خاكستري نشه دل دينمو ادا نكردم

اومدن واسه نصيحت به بهانه ي يه صحبت

عمرشون كلي تلف شد چون تو رو رها نكردم

راه آسمون كه بسته س گرچه قلبامون شكسته س

تا بحال انقد خدا رو اينجوري صدا نكردم

تو من و گذاشتي رفتي خواستي من ديوونه تر شم

باورت نمي شه شايد آخه جون فدا نكردم

نامه هاي عاشقونه با نشونه بي نشونه

اما از كساي ديگه س پس اونا رو وا نكردم

يادته عكست و دادي بذارم تو قاب قلبم

بعد از اون روز ديگه هرگز به كسي نگا نكردم

تو از اون روزي كه رفتي نه تو رفتي كه ببيني

تا قيامت هم تو رو من از خودم جدا نكردم


 
نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 14:18 توسط amin|

http://mahan-pic.persiangig.com/image/AsheGaneH/AsheGaneH001.jpg

 

    محبوب من جهان، غزلی عاشقانه است

اين بهترين تصور من از زمانه است!

در چارچوب آبی دنيا حيات ما

يک لحظه استراحت در قهوه خانه است!

دنيا به لطف عشق چنين ديدنی شده

چون آتشی که جلوه ی آن در زبانه است!

اما بدون عشق، جهان با جنون جنگ

ميدان يک مسابقه ی وحشيانه است!

دنيا بدون عشق خودش يک جهنم است

توصيف يک جهنم ديگر نشانه است!

عاشق شو تا سرشت جهان را عوض کنيم

با من بخوان که فرصت ما يک ترانه است!

 

                          قطره به قطره خونم رو ؛ یه جا به نامت میکنم

دلخوشی های دنیا رو ؛ خودم به کامت میکنم

میبرمت یه جای دور ؛ میشم واست سنگ صبور

برات یه کلبه میسازم ؛ پر از یه رنگی پر از نور

بين منو تو چيزي ديوار نخواهد شد 

 گر فاصله نيز افتد بسيار نخواهد شد

خدا حافظ همین حالا،همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین،به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید
اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه می­شه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا


نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 19:24 توسط amin|
http://mypix.ir/wp-content/uploads/2011/02/Www.Mypix_.ir-158.jpg

 زندگی رسم خوشایندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد اندازه عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت

 از یاد من و تو برود

زندگی جذبه دستی است که می چیند

زندگی تجربه شب پره در تاریکی است

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد

زندگی مجذور آینه است

زندگی گل به توان ابدیت

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما

http://mypix.ir/wp-content/uploads/2011/02/Www.Mypix_.ir-149.jpg

رفتي و منو جا گذاشتي ميون بي كسي ها

      رفتي منو سپردي به دست اطلسي ها

رفتي حالا شعرام همه اش پر از غم شده

       برگ هاي دفتر من به رنگ ماتم شده

رفتي شايد نخواستي همسفرت من باشم

         شايد اصلا نخواستي در به درت من باشم

       رفتي شايد فكر كردي منم  نامهربونم

   

ولي بدون عزيزم من عاشقت مي مونم

http://mypix.ir/wp-content/uploads/2011/02/Www.Mypix_.ir-130.jpg

این غصه های لعنتی   از خنده دورم میکنن

این نفسای بی هدف   زنده به گورم میکنن

چه لحظه های   خوبیه ثانیه های آخره

فرشته مردن من   منو از اینجا میبره!

آی خدا دلگیرم ازت    آی زندگی سیرم ازت

آی زندگی میمیرمو    عمرمو میگیرم ازت

چه اعتراف تلخیه   انگار رسیدم ته خط

وقت خلاصی از هوس     آی دنیا بیزارم ازت

شریک زججه های من     بگو که گوشت با منه!

ببین که زخمای تنم شاهد حرفای منه

آی خدا دلگیرم ولی  احساس غم نمیکنم

چون با توام پیش کسی  سرم رو خم نمیکنم

http://mypix.ir/wp-content/uploads/2011/02/Www.Mypix_.ir-127.jpg

پژمرد گل روی تو از تابش خورشید

در سایه نشینیم و به جانانه بگرییم

لبریز شرای دگر کاسه صبرم

بر حال تو و این دل ویرانه بگرییم

نومید ز دیدار تو گشته دل من

بنشین به کنارش، پریشانه بگرییم

گردیم چو پروانه به گرد سر معشوق

چون شمع در این گوشه کاشانه بگرییم

این عقده مرا می‏کشد ای داد

پیش نظر مردم بیگانه بگرییم
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 19:0 توسط amin|

 

مگذر از من که در راه تو از هستی گذشتم

   باخیال چشم مستت از می ومستی گذشتم

دامن گلچین پرازگل بو از باغ حضورت  

         من چون باد صبح از انجا با تهی دستی گذشتم    

   پاکبازی همچو من در زندگی هرگز نبینی

                 مگذر از من که در راه تو از هستی گذشتم                       

 

زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود

زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود

زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بود

زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود

زیباترین هدیه عمرم محبت تو بود

زیباترین تنهاییم گریه برای تو بود

زیباترین اعترافم عشق تو بود

قفسم را مشکن 

تو مکن آزادم

گر رهایم سازی

به خدا خواهم مرد

من به زنجیر تو عادت دارم

بار ها در پی این فکر که در قلب توأم

با تو احساس سعادت کردم 

به خدا خوش بختم

خيلي سخته عاشق يكي باشي

اما اون ندونه دردت چيه؟

خيلي سخته زندگيت فنا شه

واسه ديدن يه لبخند رو لباش

از چشات نخونه غصه ي غمتو

علت لرزش دست سردتو

من نيومدم بگم تو هم بيا

مثل قصه ها بريم از اين ديار

يا كه خيلي مهربون يه مدتي

واسه من اداي عشقو در بياري

تو مي خواي پرنده باشي ميدونم

خودم آسمون هفتمت ميشم

در دل بي تاب و تبم عشق تو بود

در همه شعر شبم عشق تو بود

در همه ستاره هاي قلب من

در همه فكر من ياد تو بود

در همه جا در همه جاي دلم

                                                

                      
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 22:36 توسط amin|
   

کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود

 کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود

کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود

 کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود

 


اجازه هست خيال كنم تاآخرش مال مني؟

خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني اجازه هست خيال كنم بازم مياي

 مي بينمت بااون چشماي مهربون دوباره چشمك ميزني طپش طپش

باچشمكت غزل بگم براي تو بااتكا به عشق تو تو زندگي برم جلو.

اجازه هست؟...

                    

 هر شادی که بی توست، اندوه است!

هر منزل که نه در راه توست،زندان است!

هر دل که نه در طلب تویت ، ویران است!

یک نفس با تو ، به دو گیتی ارزان است!

یک دیدار از آن تو ، به صد هزار جان رایگان است!

 صد جان نکند آنچه کند بوی وصالت!

هر شادی که بی توست، اندوه است!

     هر منزل که نه در راه توست،زندان است!

هر دل که نه در طلب تویت ، ویران است!

یک نفس با تو ، به دو گیتی ارزان است!

یک دیدار از آن تو ، به صد هزار جان رایگان است!

صد جان نکند آنچه کند بوی وصالت!

 
وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند

غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه می ماند
از روزهای دیر بی فردا چه می آید؟
از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟
  
 
 
 
عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود
عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر
مهربانی حاکم کل مناطق می شود
 
 
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 9:8 توسط amin|